المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

58

مروج الذهب ( فارسى )

54 ذكر مقتل حسين بن على بن ابى طالب عليه السلام ، و كسانى كه از خاندان و شيعيانش با وى كشته شدند وقتى معاويه بمرد ، مردم كوفه كس پيش حسين بن على فرستادند ، كه ما در انتظار تو با كسى بيعت نكرده‌ايم و در راه تو آمادهء مرگيم و بسبب تو در نماز جماعت و جمعهء ديگران حضور نمييابيم . در مدينه از حسين خواستند كه با يزيد بيعت كند و او تعلل كرد و با بستگان خود از مدينه بيرون آمد و سوى مكه رفت ، و پسر عموى خود مسلم بن عقيل را بكوفه فرستاد و به دو گفت : « پيش مردم كوفه برو ، اگر آنچه نوشته‌اند درست است ، به من خبر بده تا به تو ملحق شوم . » مسلم در نيمهء ماه رمضان از مكه برون شد و پنجم شوال بكوفه رسيد . حاكم كوفه نعمان بن بشير انصارى بود . مسلم نهانى بخانهء مردى عوسجه نام فرود آمد و چون خبر آمدن او شيوع يافت دوازده هزار كس از اهل كوفه ، و بقولى هيجده هزار كس با او بيعت كردند و خبر آن را به حسين نوشت و از او خواست به كوفه بيايد . وقتى حسين قصد حركت سوى عراق كرد ، ابن عباس پيش وى آمد و گفت : « اى پسر عم شنيده‌ام آهنگ عراق دارى ، عراقيان مردمى مكارند و تو را براى جنگ ميطلبند عجله مكن ، اگر سر جنگ اين ستمگر دارى و نميخواهى در مكه مقيم باشى ، بجانب يمن برو كه در آنجا ياران و